http://akhmo.roozkala.net/upload/uc_1794.gif

اس ام اس آغاز امامت امام زمان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اس ام اس آغاز امامت امام زمانReviewed by Saeed13 on Jan 20Rating:

سلام

نهم ربیع الاول ،آغاز امامت و ولایت آقا و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن عسگری (عج) را به ساحت مقدس ایشان و عاشقان و منتظران حضرتش و به دوستان خوب تالاتر تبریک و شاد باش عرض می کنم.

یا مهدی عجل علی ظهورک

 

آغاز امامت و ولایت قطب عالم امکان ، فخرزمان، امان مردمان ، اعلی حضرت دوران ، صاحب العصر والزمان مبارک باد.

 

یا صاحب الزمان !

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .

شرمنده ایم .

می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست .

می دانیم کوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است که در حق تو کرده ایم .

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،

و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به کوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند ،

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

اما …

ای آقا ! ای کریم ! ای سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است .

آن کالای اندک را هم نداریم .

اما… نه ،

کالایی هر چند ناقابل و کم بها آورده ایم .

دل شکسته داریم

و مقدورمان هم سری است که در پایت افکنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم .

افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم .

سفارش نامه ای هم داریم .

پهلوی شکسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .

یا صاحب الزمان !

به یقین ، تو از یوسف مهربانتری .

تو از یوسف بخشنده تری .

به فریادمان برس ، درمانده ایم .

ای یوسف گم گشته ! و ای گم گشته ی یعقوب !

یعقوب وار ، چه شبها و روزها که در فراق تو آرام و قرار نداریم .

در دوران پر درد هجران ، اشک می ریزیم و می گوییم :

تا به کی حیران و سرگردان تو باشیم .

تا به کی رخ نادیده ترا وصف کنیم .

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا کنیم .

سخت است بر ما ، که از دوری تو ، روز و شب اشک بریزیم .

سخت است بر ما ، که مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، که دوستان ، یاد ترا کوچک شمارند .

یا بقّیهالله !

خسته ایم و افسرده ،

نالانیم و پژمرده ،

گریه امانمان را بریده است .

غم دوری ، دیوانه مان کرده است .

اما نمی دانیم چه شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است که می گوییم :

کجاست آن که از غم هجران تو ناشکیبایی کند .

تا من نیز در بی قراری ، یاریش دهم

کجاست آن چشم گریانی که از دوری تو اشک بریزد ؟

تا من او را در گریه یاری دهم

مولای من ! دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .

و می دانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .

و ای کاش نسیمی از کوی تو ،

بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند .

و ای کاش پیکی ، پیراهن ترا به ارمغان بیاورد

تا نور دیدگانمان گردد .

ای کاش پیش از مردن ، یک بار ترا به یک نگاه ببینیم .

درازی دوران غیبت ، فروغ از چشمانمان برده است

کی می شود شب و روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟

شکست و سرافکندگی ، خوار و بی مقدارمان کرده است .

کی می شود ترا ببینیم که پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟

و ببینیم طعم تلخ شکست و سرافکندگی را به دشمن چشانده ای .

کی می شود که ببینیم یاغیان و منکران حق را نابود کرده ای ؟

و ببینیم پشت سرکشان را شکسته ای .

کی می شود که ببینیم ریشه ستمگران را برکنده ای ؟

و اگر آن روز فرا رسد …

و ما شاهد آن باشیم ،

شکرگزار و سپاسگو نجوا می کنیم :

الحمدلله رب العالمین .

 

 

این جهان را بی بهاری تا به کی ؟
شیعیان را بی قراری تا به کی ؟
کی میایی با کدامین قافله ؟
جمعه ها چشم انتظاری تا به کی ؟
اللهم عجل لولیک الفرج

 

لحظه ی دیدار نزدیک است

و ما هنوز روسیاهیم

کمک کن ، دستمان را بگیر تا شرمنده ی رویت نباشیم

همه ی ما مشتاق دیدارت هستیم ، اما لیاقت آن را در خود نمیبینم

پس تنها نظری انداز بر این دل عاشق ولی پر گناه

که همان یک نظر برای آدم شدن کافی است

اللهم عجل لولیک الفرج

 

عید امامت مولانا صاحب العصر و الزمان(عج ) بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک
به همین بهانه مطلبی در خصوص حقیقت انتظار که افضل عبادات است تقدیم می شود :

غیبتی در حضور

وجود امام ، آب حیاتی بود که تاریخ گذشته ، آنطور که شایسته بود ، نسبت به آن احساس عطش نکرد و از آن بهره نبرد . جامعه بشری ، باید می فهمید که قرآن باید در کنار ولی خدا باشد و آنچه می توانست به بشریت در درک این معنا کمک کند ، نفس مساله غیبت بود .
غیبت ، عامل یک تلاش ویژه در فهم دین می گردد ، نه اینکه حاصل این تلاش ، می تواند جایگزین ظهور امام باشد.غیبت می تواند باعث گردد که در یک محدوده ای ، مردم ، به طور جدی ، به دین بیندیشند ، و برای دستیابی به آن ، تلاش کنند و با واقعیتها روبرو شوند تا در نهایت ، به نقطه ای نزدیک شویم که عده ای ، امام را درک کنند و بخواهند که از او اطاعت کنند.
لذا شک نداریم که اگر امروز ، ظهور امام تحقق یابد ، سؤالات بسیاری از مردم ، دیگر از سنخ سؤالاتی که در آن عصر از حضرت امیر (ع) پرسیدند نخواهد بود.
بنابراین ،غیبت ، می تواند احساس نیازی را در بشر زنده کند که اگر واقعی باشد ، همان مفهوم انتظار است . انتظار ، هیچ چیزی جز احساس یک عطش و حرکت برای رفع آن نیست .هرچقدر که جوامع بشری ، پیچیده تر می شوند ، این نیاز و عطش ، خود را بیشتر نشان می دهد .
در واقع ، انتظار ، مرحله ای از کمال بشر است که مقدمه اش ، نیاز، و واقعیتش ، تلاش و حرکت برای دستیابی به راه هدایت و اطاعت آن است .به همین دلیل است که انتظار را” افضل العباده” نامیده اند .
برگرفته از مقاله غیبتی در حضور ، دکتر نیکو دیالمه، فصلنامه انتظار زمستان ۱۳۸۱شماره ۶٫

 

بوی گلها عالمی رو مست و حیران می کند
دیدن مهدی (عج) هزاران درد را درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان می کند
آغاز ولایت و تاجگذاری امام زمان (عج) بر شما مبارکباد

 

 

 

ارسال نظر